المحقق الأردبيلي

738

حديقة الشيعة ( فارسى )

چون شب بود و لشكر به آن واقف نبودند لشكر يزيد بن عمرو گريختند . پس چون روز شد لشكر خراسان بر هلاك قحطبه واقف شدند يكى از پسرانش را كه حسن نام داشت سردار كردند و به كوفه داخل شدند و راه به بنى عباس بردند ايشان را بيرون آورده با سفاح بيعت كردند و ابى سلمه خلّال هم بيعت كرد و سفاح ، عبد اللّه بن على بن عبد اللّه بن عباس را كه عمّ او بود به جنگ مروان فرستاد به شرط آنكه خلافت بعد از او از آن عبد اللّه باشد و مروان در آن وقت در حرّان بود و لشكر در موضع زباب بهم رسيدند و صف بركشيدند و بىآنكه جنگ واقع شود به سببى كه در كتب مبسوطه مسطور است لشكر مروان منهزم شدند و مروان گريخته به مصر رفت و اتباع بنى عباس از پى او رفتند و در آنجا نيز بىآنكه جنگ واقع شود مروان كشته شد و به جهنم و اصل شد و در زمان پادشاهى سفّاح ميان ابو جعفر و ابو مسلم رنجش بهم رسيده بود . بعد از سفّاح چون سلطنت بر ابو جعفر قرار گرفت ابو مسلم با او سركشى نموده دعوى امامت و خلافت كرد ، بعد از آن دعواى حلول نمود و دعواى حلول و اتحاد كردن دعوى خدائى كردن است و عاقبت ابو جعفر او را در روميّه مداين به قتل رسانيد و تنش را در شط انداختند و چون اين ظالمان را يارى كرده بود به موجب « من اعان ظالما سلطه اللّه عليه » مغلوب آن ظالمان گرديد . و در كتب معتبره مسطور است « 1 » كه ابو مسلم از وقت خروج تا زمانى كه كشته شد ششصد هزار كس را بيقين كشته بود ، سواى آنچه در معارك به سبب او كشته شده بودند و در زمان سردارى و امارت ، شيعهء بسيارى به قتل رسانيد و به حكم او نبيرهء جعفر طيّار را كشتند و ابو سلمه خلّال را به واسطهء كتابتى كه به امام جعفر صادق عليه السّلام فرستاده بود فرمود كه به قتلش رسانند و سليمان كثير را به واسطهء آنكه ميل به اولاد امير المؤمنين عليه السّلام كرده بود به دست خود ، او را به قتل رسانيد و نبيرهء امام زين العابدين را كشت و اخبار در طعن او بسيار است .

--> ( 1 ) . « حبيب السير » ج 2 ، ص 196 .